صفحه نخست » عمومی » آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار!

آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار!

photo_2016-04-02_00-36-43

بهار آمد پریشان باغ من افسرده بود اما
به جو باز آمد آب رفته ماهی مرده بود اما

زمستان رفت ، برفش آب شد ، خورشید بازآمد
کبوتر بچه ها را سوز سرما برده بود اما

بشوید خاک قاب پنجره باران پاییزی
به پشت شیشه در تنگی گلم پ‍‍ژمرده بود اما

هزاران نوشدارو میرسید از بهر سهرابم
به سهرابم هزاران ضرب چاقو خورده بود اما

خلاصه گشت ماه و مهر تا آن سال آخر شد
بهار آمد دوباره! باغ من افسرده بود اما…

#مهدی_اخوان_ثالث

منبع: کانال تلگرام شعر ناب @Sher_ir